خوب بازم با كلي تاخير ميخوام يه چيزى بنويسم! نميدونم تا حالا كسي يه همچين وبلاگي ديده يا نه! اين شايد ماهنامه باشه! يا بهتره بگم گاه نامه! بگذريم... نوشته قبلي رو وقتي نوشتم كه هنوز فرهاد زنده بود!!! روحش شاد!!! نميدونم! حس خوبي نبود! ... اينكه يه روز بفهمي تاثيرگذارترين خواننده ات مريضه! بعدش تا بياي باهاش درد دل كني! به خيال باطل و محال جواب دادنش mail box ت رو چك كني.. ببيني همه دارن از مرده اش حرف ميزنن!!! از خودم پرسيدم اگه ديروز اين نامه رو واشس نمينوشتم ء ممكن بود الان زنده بود! من صداش ء طرز خوندنش و شعرهايي رو كه ميخوند خيلي دوست داشتم! ...فقط اي كاش به قول سعيد راد به خودش رحم ميكرد!....بالاخره در شنهاي تابستان زندگي را بدرورد گفت!....و شايد تولدي ديگر براي آوازهايش!

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

آخه چرا میپرسی چه مرگمه؟

چرا نداره اینجا ایرانه دیگه

گذر عمر